شیرین کاریهای رادوین
رادوین من تو این چند روز اخیر خیلی کارها رو یاد گرفته انجام میده
مکالمه بین من و رادوین
رادوین پاهات کو؟ پاهاشو میاره بالا میگه اوووووووووووووووووم
رادوین بینی ات کو؟ محکم بینی شو میگیره
رادوین موهات کو ؟ دست میزاره به موهاش. 
کارتهای صد افرین خیلی کمک کرد تا رادوین اندامش رو بشناسه . حالا الان کارتها رو جمع کردم . کارتهای اشیا رو میخوام با رادوین کار کنم.
همه چیز رو به من می فهمونه . توی کابینت شکلات گذاشتم
وقتی من نشستم میاد من رو با زور هل میده میگم چی شده رادوین . با انگشت کوچولوش اشاره میکنه به کابینت من رور بلند میکنه دستشو به من میده و من رو میکشه سمت کابینت . یا هر چیزی رو که بخواد من رو میبره سمت همون وسیله و اشاره میکنه که بهم بده .

وقتی از بیرون که میایم طبقه اول رو میشناسه که مامان جون و بابا جون (مادر شوهر) اونجا هستن خودشو محکم به سمت در میکشه و جیغ میزنه که من رو اول ببرید پایین 
خیلی بابا جون (بابای خودم) رو دوست داره هر وقت بابا جون رو ببینه دستهاشو باز میکنه که بغلش کنه. 
میگم رادوین مامان رو بترسون زودی میاد پاهاشو محکم رو زمین میکوبه و رو پنجه پاهاش راه میاد و من رو میترسونه 

امروز رفتم برای رادوین کلی لباس خریدم خیلی خوشگل موشگل شد.
امروز رادوین خیلی بهتر شده . پودر سنجد گرفتم ریختم تو ماست دادم خورد عالی بود زودی شکمش رو بست. 


شیرین کاریهای رادوین
